مقالات

Differences in family functioning and mental health between divorcees and married women: A comparative study

Hossein Ashtarian, Mehdi Khezeli, Sorayya Khodakaramian, Maryam Khaledi, Saeed Aryapooran  ۱۳۹۴/۱۱/۲۴
  فایلهای مرتبط
Responsibilities of women's in multiple roles may endanger their health and eventually disrupt their family functioning. Thus mental health and family functioning have an impact on each other. This cross-sectional study was performed aimed to the compare family functioning and mental health in divorcees and married women with the participation of 190 women in 2015. We used Family assessment device (FAD) and General Health Questionnaire (GHQ 28) for data gathering. The mean age of the divorced and married women were 31.8±6.77 and 32.73±6.67 years, respectively. All domains of family functioning as well as General health in divorced women was over than the married women (p<.001). regarding to the higher level of problem in family functioning and general health in divorcees we suggest to be done intervention for educating problem-solving skills, effective compatibility with the environment, coping skills, cognitive emotion regulation, and the promotion of women's cognitive resilience for couples who want a divorce.

چکیده:

مقدمه: عملکرد خانواده در میان عوامل مؤثر بر مشکلات زناشویی که به بروز طلاق منجر می‌گردد، نقش اساسی و مهمی دارد. عملکرد خانواده توانایی خانواده در  انطباق با تغییرات ایجاد شده، حل کردن تعارض‌ها، و اجرای مقررات و اصول حاکم بر نهاد خانواده است. مطالعه حاضر به منظور مقایسه‌ی وضعیت سلامت عمومی و عملکرد خانواده در زنان مطلقه و زنان همسردار شهر گیلانغرب انجام گردید.

مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی تحلیلی است که بصورت مقطعی با مشارکت 190 زن (92 زن مطلقه و 98 زن همسردار) در سال 1394 و در شهر گیلانغرب انجام گردید. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه شامل نسخه 60 سوالی پرسشنامه سنجش عملکرد خانواده مک مستر، و نسخه 28 سوالی پرسشنامه سلامت عمومی بود که روایی و پایایی آن‌ها در مطالعات متعدد مورد تایید قرار گرفته است. برای تحلیل اطلاعات، از نرم افزار SPSS نسخه 19 استفاده شد که با توجه به رد فرض توزیع نرمال داده‌ها توسط آزمون کولموگروف اسمیرنوف، برای تحلیل اطلاعات از آزمون من‌ویتنی استفاده گردید.

یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار سن در زنان همسردار 67/6±73/32 سال و در زنان مطلقه 77/6±80/31 سال بود. سابقه طلاق در خانواده زنان مطلقه 8/22% بود که بطور معنا داری از زنان همسردار  (1/3%) بیشتر بود (001/0>p). تمامی حیطه‌های عملکرد خانواده در گروه زنان مطلقه بیش از زنان همسردار بود، که به ترتیب شامل حل مسئله، ارتباطات، ایفای نقش، همراهی عاطفی، کنترل رفتار، و عملکرد کلی با 001/0>p، و آمیختگی عاطفی با 007/0=p بودند. همچنین تمامی حیطه‌های سلامت عمومی شامل مقیاس علائم جسمانی، مقیاس علائم اضطرابی و اختلال خواب، مقیاس کارکرد اجتماعی، و مقیاس علائم افسردگی با 001/0>p در زنان مطلقه بیش از زنان همسر دار بود.

نتیجه گیری: عملکرد خانواده و سلامت روانی در زنان مطلقه ضعیف‌تر و ناکارآمد تر از زنان همسردار بود. این نتایج تایید می‌کند که عملکرد خانواده و سلامت روان از مهم‌ترین عوامل زندگی زناشویی هستند که با رخداد طلاق ارتباط مستقیم دارند. لذا پیشنهاد می‌شود جهت ارتقاء سلامت روانی و عملکرد خانواده در زوجین خواستار طلاق، مداخلات ارتقاء سلامت روان از طریق آموزش مهارت‌های حل مساله، سازگاری مؤثر با محیط زندگی، تنظیم شناختی هیجان، و ارتقاء تاب آوری شناختی در زنان اجرا گردد.

کلمات کلیدی: عملکرد خانواده، سلامت روان، طلاق


برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.